تبليغاتX
<

پرسپولیس محبوب قلبها
> Ashkanan
تـنهایـی مـــــــــرام عشــــــــقه

                     حمید قرمز پوش

        

                        پی ام بدید.....

 

           bargeroz_0o0@yahoo.com    

                                

                      ۰۹۱۷۷۸۱۷۷۵۷

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:1  توسط حمید قرمزپوش | 
سلام به همگی شرمنده دیر آپ میکنیما

بچه این سایتی که میدم سایت چت هستش

حتما" یه سر بزنین .....   www.takchat.com  واقعا زیباست منم هستم

در حیرتم ز ثانیه های بهار عمر
در حسرت عبور شکیبای زندگی
 در انتظار طایفه سبز بودنم
در انتظار رویش مینای زندگی
در زندگی تمام غزل ها سراب بود
شعری نماند در دل شیدای زندگی
تو تا کنون تراوش یک اشک دیده ای
که پر کند سراسر دریای زندگی
شب تا سحر میان نقابی ز فاصله
من بودم و تفکر فردای زندگی
آن دور دست کوچه آلاله های سرخ
یک کودک آمده به تماشا ی زندگی
پس زندگی چه بود جز آهنگ یک نفس
موسیقی تبسم و غوغای زندگی
ای کاش می شد از گل آلاله کلبه ساخت
در آن نشست و رفت به دنیای زندگی
مفهوم زندگی نه به معنای بودنست
در یک گل است لذت معنای زندگی
یک جرعه عشق با کمی از شهد عاطفه
اینست راز سبز مداوای زندگی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:59  توسط حمید قرمزپوش | 

بیا در کوچه باغ شهر احساس
شکست لاله را جدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در کوچه های تنگ غربت
برای هر غریبی سایه باشیم
بیا هر شب کنار نور یک شمع
به فکر پیچک همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران
به روی یک رز تنها بباریم
بیا در باغ بی روح دلی سرد
کمی رویا ی نیلوفر بککاریم
بیا در یک شب آرام و مهتاب
کمی هم صحبت یک یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شکستیم
بیا یک بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه عشق
به قدر شبنمی مجنون بمانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط حمید قرمزپوش | 

چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه ؟
 یه فال حافظ بگیرم تا ببینم اون چی می گه ؟
باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم
 می خوام برم دو بسته شمع نذر امامزاده کنم
 چی کار کنم می خوام برم نماز حاجت بخونم
 یعنی تا اوضا جور بشه منتظر تو بمونم ؟
 راستی یه ساله تو خونه زخم زبون زیاد شده
 اسمتو دیگه نمی گم واژه ی اون زیاد شده
 همش می گن اون که می گفت دیوونته ، عاشقته
 بمیری ام سراغتو نمی گیره بگه چته
 تو می گی من چیکار کنم ، عجیب توی دوراهی ام
نه توی خشکی ام نه آب ، درست مث یه ماهی ام
 یه ماهی خیلی کوچیک ، میون آزادی و تور
 که دلخوشیش بیخودیه ، مث یه آرزوی دور
 ببین روزا و لحظهها بدجوری اذیت می کنن
 آدما درباره ی تو یه جوری صحبت می کنن
می گن که بعد این همه عاقل شم و رهات کنم
 می گن تو قلبمی ولی ، باید یه جور جدات کنم
 خب می دونی گوش نمی دم به پند و حرفای کسی
 ولی تو چی باید تا کی به داد دردم نرسی ؟
 تحملم حدی داره ، اونم دیگه تموم شده
 عمرمو زندگیم چی حیفف ، چه قدر برات حروم شده

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:49  توسط حمید قرمزپوش | 

 

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
 دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
 هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:28  توسط حمید قرمزپوش | 

 اگه بری شعرای من دیگه مخاطب ندارن
 می خوای بری نگاه بکن ببین گلا تب ندارن
 ببین خدا رو خوش می یاد دنیا رو از هم بپاشی
 خدا رو خوش میاد که تو دیگه پیش من نباشی
ببین خدا رو خوش میاد که عشق من بی خونه شه
 دیوونته دلم می خوای بیشتر از این دیوونه شه
ببین خدا رو خوش میاد من بمونم بدون تو
می خوام تمومش بکنم زندگی رو به جون تو
ببین خدا رو خوش میاد اما گناه تو چیه
چرا توی عاشقیا یکی همش ناراضیه
 بازم باید آب بریزم پش تو چون مسافری
ما بدون منتظره اینجا همیشه شاعری

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:37  توسط حمید قرمزپوش | 

دیگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم
 دیگه از شنیدن زنگ صدات خسته شدم
 چه جوری بگم هنوز خیلی دوست دارم ولی
 انگار از بیشتر از این بودن باهات خسته شدم
 منی که عمرم و زندگیم تو چشمای تو بود
 باورت نمی شه که از رنگ چشات خسته شدم
 انقدر نگام کردی که دیگه زد به سرم
 از اون آتیش خوابیده تو نگات خسته شدم
 تو به من می گی بی انصافم و حق داری بگی
 با کدوم بهونه بنویسم برات خسته شدم
 انقد آب و هوا واسم عروض کردی که من
 آخر از دست همون آب و هوات خسته شدم
 گفتم این کار و نکن کردی و رفتی و ببین
دیدی آخر از تموم اون کارات خسته شدم
 حرفات انگار دیگه روی دل من نمی شینه
انقدر عوض شدی که من به جات خسته شدم
شب و روزات مث روز و شبای قدیم نبود
 از دس تفاوت روز و شبات خسته شدم
 دیگه فرقی نداره پیشت باشم یا نباشم
 تو یه بی تفاوتی ،‌ من از فضات خسته شدم
 دوس داری بری ، برو ، دلت می خواد باشی بمون
 من که از تمام حرف و تصمیمات خسته شدم
 انقدر صدام نکردی از خودم بدم میاد
از این اسم مریم و نگفتنات خسته شدم
 یه روزی غریبه ای ، یه روز آشنا، من از
 بازی زشت غریب آشنات خسته شدم
 تو چی فکر کردی خیال کردی من عاشق می مونم
 من از این فکرای غرق ادعات خسته شدم
 واسه تو حتی دیگه شبا دعا نمی کنم
 راستشو بخوای دیگه من از دعات خسته شدم
 من شکایت تو رو به کی کنم ؟ برم کجا ؟
 به جون خودت قسم نه ،‌ به خدات خسته شدم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 21:27  توسط حمید قرمزپوش | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تو با یک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
تو چون یک هدیه فیروزه ای
رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی
و با یک لطف یک لبخند ساده
مرا به سرزمین عشق خواند ی
تو دیار میان قلب ها را
به رسم آسمانی ها شکستی
چون حسی غریب و واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
 تو دریای ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر یک گلدان رهایی
تو مثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
و تا وقتی روحم مال اینجاست
به روی صفحه دل می نشینی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:23  توسط حمید قرمزپوش | 

سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
 هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
 واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینمکه چه رنگه روزگارت
 خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو مهربونی بذاری به روی شونم
 تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قدر از دریا ما دوریم بیگناهیم هر دو تامون
 بد جوری به هم می ریزه من و گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
 رو قشنگا خط کشیده زشتا رو برام نوشته
باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیش و بگم می بینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشق رو ببینی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:19  توسط حمید قرمزپوش | 
من از آن ابتدای آشنایی
 شدم جادوی موج چشم هایت
تو رفتی و گذشتی مثل باران
و من دستی تکان دادم برایت
تو یادت نیست آنجا اولش بود
همان جایی که با هم دست دادیم
همان لحظه سپردم هستیم را
به شهر بی قرار دست هایت
 تو رفتی باز هم مثل همیشه
من و یاد تو با هم گریه کردیم
تو ناچاری برای رفتن و من
همیشه تشنه شهد صدایت
شب و مهتاب و اشک و یاس و گلدان
 همه با هم سلامت می رسانند
هوای آسمان دیده ابری ست
هوای کوچه غرق رد پایت
اگر می ماندی و تنها نبودم
عروس آرزو خوشبخت میشد
و فکرش را بکن چه لذتی داشت
شکفتن روی باغ شانه هایت
کتاب زندگی یک قصه دارد
و تو آن ماجرای بی نظیری
 و حالا قصه من غصه تست
وشاید غصه من ماجرایت
سفر کردن به شهر دیدگانت
به جان شمعدانی کار من نیست
فقط لطفی کن و دل را بینداز
به رسم یادگاری زیر پایت
شبی پرسیده ام از خود هستیم چیست
به جز اشک و نیاز و یاد و تقدیر
و حالا با صداقت می نویسم
همین هایی که من دارم فدایت
دعایت می کنم خوشبخت باشی
تو هم تنها برای خود دعا کن
الهی گل کند در آسمانها
خلوص غنچه سرخ دعایت
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 21:45  توسط حمید قرمزپوش | 

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 12:29  توسط حمید قرمزپوش | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:21  توسط حمید قرمزپوش | 

 سلام به همگی امیدوارم خوب باشین            

 و امیدوارم سال خوبی داشته باشین

ما که تو این سال داییمون به رحمت خدا رفت

موفق باشید پایدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 19:27  توسط حمید قرمزپوش | 

سلام به همگی

پیشا پیش فرارسیدن سال نو رو به دوستام و تمام هموطنانم

تبریک میگم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 22:51  توسط حمید قرمزپوش | 
تا کی باید در رویاهام باشی

چرا تو که میتوانی باشی نیستی

چرا هر روز شقایق خبرت را میدهد

چرا فردا و فرداها دیر میکنی

این بار فقط یک کلمه از شقایق شنیدم

آری تو میایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 11:34  توسط حمید قرمزپوش | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 12:25  توسط حمید قرمزپوش | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:44  توسط حمید قرمزپوش | 

       چله نشین تو شدم   

                         نبض زمین  تو شدم

                                               مرده ی بی دین همه

                                                                     زنده به دین تو شدم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:8  توسط حمید قرمزپوش | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 11:37  توسط حمید قرمزپوش | 
یه روز من بودم و اون

ما با هم خیلی خوش بودیم

اما اون یه روز بی خبر رفت

ولی من ناراحت نشدم

به جاش به زندگی خندیدم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 19:50  توسط حمید قرمزپوش | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:39  توسط حمید قرمزپوش | 
دلم می خواد بشینم و بگم که......

اما صدام در نمیاد....

دلم می خواد برم جایی که هیچ کس دور و برم نباشه

به قول اندی که میگه:

تک و تنها تو خیابون.............به زیر نم نم بارون

باز به یاد تو می افتم.........حر فایی که با تو گفتم

گفتم عشق من یه کوهه........تو ببین چه با شکوهه

عمر ما مثل سرابه..........عمر کوتاه حبابه

منتظر باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 0:15  توسط حمید قرمزپوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
وبلاگ حمید بامرام
مرا در تاریـکی چشــــمانت
در قرمــزی لبـانت فرو بردی
پس در این دنیا دیگـر جایی
بـــرای زیسـتــن نـیـست
چون هیچ آشـیانه ای به قشنگـیه
چشـــمـــان تــــو نـیـست
: 09177817757

وبلاگ عزیزانم
غبار لبخند(پریسا خانوم)
ابر آتش(عاطفه خانوم گل)
جزیره عشق(هستی خانوم گل)
ضد پسر بودن قشنگه(بیتا)
رویاهای عاشقانه
راه نرفته
Nina
هر کسی هستم باشم این حال من است
عاشقانه هایم برای تو
تاوان عشق
سکوت شب
یک شب پر ستاره(سحر اند مرام و معرفت)
آرشیو وبلاگ دوستان گلم
نوشته های گذشته من
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
پیوندها
بهترین سایت دانلود
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

توسط حمید قرمزپوش

ashkanan ashkanan
 
Cursor By BP-Grafix.net
hamid